بازاریابی چیست؟

همانطور که به تعداد تمام آشپزهای دنیا، دستورالعمل پخت تخم مرغ وجود دارد، می‌توانیم به تعداد کل بازاریابان دنیا بازاریابی را برایتان تعریف کنیم. بازاریابی یا مارکتینگ صرفا یک مفهوم تجاری نیست، بلکه یک فلسفه برای زندگی است.

متاسفانه امروزه، بسیاری از مردم تفکر غلطی درباره این موضوع دارند. آن‌ها فروش، تبلیغات و ترویج را معادل این مفهوم می‌دانند و فکر می‌کنند بازاریابی تنها در پخش تراکت و بروشور خلاصه می‌شود. در حالی‌که هرکدام از این مفاهیم، جزئی از فرآیند بازاریابی هستند.

در ویکی‌پدیا می‌خوانیم: هدف از بازاریابی تغییر طرز تفکر مخاطب است. شاید اینطور باشد، اما فقط قسمتی از فرآیند بازاریابی به این کار اختصاص دارد. تشویق این مخاطب به خرید هم جزو بازاریابی است. نباید مخاطب را بعد از تغییر طرز تفکر، به حال خود رها کرد.

رجیس مک کنا (Regis McKenna) می‌گوید: بازاریابی همه‌چیز است. برداشت ما از این تعریف، دخالت و تاثیرگذاری بازاریابی در همه ابعاد ارتباطات و حتی زندگی ماست. شاید این تعریف کمی اغراق‌آمیز بنظر برسد اما اگر کمی تفکر کنیم شاید خود به این نتیجه برسیم.

آداب معاشرت، تلفن حرف‌زدن، ایمیل زدن، زبان بدن، نوشته‌ها و گفته‌هایمان، دوست‌هایمان و بسیاری موارد دیگر، هر کدام به نوعی برای ما بازاریابی می‌کنند. در محیط کار هم نحوه پوشش، دقت، کیفیت و سرعت کار شما برایتان بازاریابی می‌کنند.

در نهایت بازاریابی چیست؟

اما شاید تعریف فیلیپ کاتلر (Philip Cotler)، بهترین تعریف برای بازاریابی باشد:

بازاریابی فرآیندی مدیریتی – اجتماعی است که توسط آن افراد و سازمان‌ها با ایجاد و مبادله کالا و ارزش، خواسته و نیاز خود را بدست می‌آورند.

چرا فرآیندی اجتماعی؟

نمی‌توان صفت اجتماعی را از این تعریف جدا کرد، زیرا بازاریابی عملی است که در بطن جامعه و مردم انجام می‌شود. ما در نویسندگی، نقاشی، بازیگری و غیره، خودمان هستیم و خودمان، اما در بازاریابی باید مراحل جلب‌توجه، جذب، تشویق و حفظ مشتری را پشت سر بگذاریم تا بگوییم موفق شده‌ایم.

مباحث مختلفی مانند روابط عمومی و شبکه‌های اجتماعی هم گواهی بر اینست که بدون وجود اجتماع و فعالیت در آن، بازاریابی معنا ندارد. در واقع، همه کاری که ما در طول این فرآیند انجام می‌دهیم، نوعی تعامل با مخاطبان بالقوه و بالفعل است.

منظور از افراد و سازمان‌ها چیست؟

بازاریابی منحصر به یک گونه، قشر یا گروه خاصی نیست. هرکس می‌تواند بازاریاب باشد. از بچه‌ شیرخواره‌ای که برای رفع نیاز به گرسنگی‌اش، گریه می‌کند و جیغ می‌کشد تا شرکت بزرگی که از کانال‌های مختلف و با بودجه هنگفت، اقدام به معرفی کالا جدید خود می‌کند.

کسب و کارهای نوپا، خرده‌فروشی‌ها، متخصصان، شرکت‌های بزرگ، شهرداری‌ها، شرکت‌های دولتی و …، همه و همه روزانه از این علم بهره می‌برند.

نیاز، خواسته و ارزش

به احساس محرومیت ما از یک کالا یا خدمت نیاز می‌گویند. خواسته پس از نیاز به وجود می‌آید. این همان نیاز برجسته‌ای است که به شکل کالا یا خدمت مطرح می‌شود. ما برای رفع خواسته‌هایمان چند راه داریم که یکی از این راه‌ها مبادله است.

مبادله یکی از راه‌های رفع نیاز است. در قدیم برای اولین مبادله کالا به کالا انجام شد. در واقع در ازای یک ارزش، ارزش دیگری را به طرف مقابل می‌دادیم. برای اینکه بتوانیم با کسی یا جایی مبادله کنیم، باید ارزشی به طرف مقابل پیشنهاد دهیم. این ارزش می‌تواند کالا، خدمت باشد.

اگر ما براساس نیاز و خواسته خود راضی به خرید کالایی شویم و این مبادله را با استفاده از وجه انجام دهیم، معامله کرده‌ایم.
وقتی یک واحد برای مبادله کالا مانند سکه یا اسکناس در میان باشد، معامله بوجود می‌آید.

بازار چیست؟

هر کالا یا خدمت با هدف ارائه به افراد مشخصی به وجود می‌آید، این افراد مشخص حاضرند برای این کالا یا خدمت پول پرداخت کنند. آن‌ها این نیاز درونی‌شان را به خواسته تبدیل کرده‌اند و آماده پذیرش هستند. به این مشتریان بالقوه بازار گفته می‌شود.

شاید شما اسم بازار را به عنوان پاساژ‌های بزرگ، مجتمع‌های تجاری و غیره شنیده باشید، اما در واقع مشتریانهستند که بازار را به وجود می‌آورند. بدون وجود مشتریان علاقمند به محصول، بازاری هم وجود نخواهد داشت. پس صرف وجود مکانی برای فروش کالا، باعث به وجود آمدن بازار نمی‌شود.

فیلیپ کاتلر درباره بازار می‌گوید:

بازار شامل تمام مشتریان بالقوه‌ای‌ست که دارای نیاز و خواسته مشترک می باشند و برای تامین نیاز و خواسته خود، به انجام مبادله متمایلند و توانایی انجام این کار را نیز دارند.

اندازه بازار به تعداد افرادی که علاقمند به داشتن این کالا یا خدمت هستند و توانایی تامین هزینه‌های آن را نیز دارند. اندازه بازار محدودیتی ندارد. می‌تواند به اندازه جمعیت یک کشور، قاره یا کل جهان باشد و همچنین می‌تواند به اندازه ۱ نفر باشد.

سرانجام…

در سراسر دنیا، مفهوم‌ها تغییر می‌کنند، چیزی از آن‌ها کم یا چیزی به آن‌ها اضافه می‌شود. بازاریابی هم از این قاعده مستثنا نیست. در پایان اگر بخواهیم یک تعریف جامع و ساده بگوییم:

بازاریابی یعنی تلاش برای تبدیل مخاطب بالقوه به بالفعل در جهت نیاز و خواسته‌های او از طریق روش‌ها و شیوه‌های مختلف.

این صفحه بروز خواهد شد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *